خطر
دیروز خطر بزرگی از سرمون گذشت من پای نت بودم با مینا که خاموش کردم چون همسرم اومده بود نشسته بودیم که یه هو صدای جیغ کوروش اومد وبعد هم صدای ریختن اسباب بازی وای خدا من که از حال رفتم عشقم دوید که بله کمد افتاده بود روی کوروش فقط شانسی که اوردیم صندلی زیزش بود جلو ضربش رو گرفت یاد اوریش هم حالمو بد میکنه تصور کنید کوروش نشسته کمد نا نیمه روش روسرش واطرافش پر اسباب بازی ودورو برش هم شیشه وای خدای من خیلی بد بود شیشه کمد خورد شده بود پروردگارا شکرت من یه بار دیگه معجزه خداوند رو دیدم که نزاشت اتفاقی بیفته تصورش هم برای هر مادری درد اوره خداوندا من از تو چیزی نمیخوام وشکر میکنم وسر تسلیم فرو میارم به ...
نویسنده :
مامان کوروش
8:48







